تبليغاتX
اگه اهل حالی بیا تو ببینم در چه حالی!











اگه اهل حالی بیا تو ببینم در چه حالی!

قدس ازاد شد!!!! جك و اس ام اس و عاشقانه و همه کوفتی هست......
+نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت6:8توسط سایه |
عاشقانه
روزي رسد غمي به اندازه کوه روزي رسد نشاط به اندازه دشت افسانه زندگي چنين است عزيز در سايه کوه بايد از دشت گذشت

اي که دور از مني . با خبر باش که دنياي مني . شاديت شادي من غصه ات غصه من قلب من خانه تو خانه ات قبله من

اي کاش قلمي بودم بديهاي زندگي را خط مي کشيدم و جاي آن عشق را حک مي کردم اي کاش جاي دلهاي مردم بودم کينه و نفرت را پاک مي کردم به جاي آن عشق و محبت را مينهادم ....اي کاش ....اي کاش اکاش....کاش همه اينها شدني بود

مرام ما تو عاشقي يک دلي و صداقته . وقتي مي گم نو کرتم اي آخر رفاقت

از طرف محسن عزیزم

+نوشته شده در جمعه سی ام شهریور 1386ساعت8:11توسط سایه |
 تركه زنش رو طلاق ميده همه بهش ميگن : بابا , طلا خانوم كه زن خوبي بود چرا طلاقش دادي ؟ تركه با عصبانيت ميگه غلط كرده . تازه فهميدم كه چقدر عوضي بود . ديروز بازار بودم همه ميگفتن : طلا كشيده پائين
+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت7:24توسط سایه |
جک

گفتند :يا شيخ مدتي است كه در شهر شلوار كوتاه رايج گرديده و دختران بسياري اين البسه بر تن مي كنند. در مذمت شلوار كوتاه چيزي بگو تا دختران از پوشيدنش صرف نظر نمايند. شيخ ما خروشيد و گفت :خاموش !!!!! كه شلوار كوتاه را فايده بسيار است و من در مذمتش هيچ نگويم گفتند: يا شيخ ! فايده اش چيست؟؟؟؟ شيخ ما گفت : چون دختران شلوار كوتاه پوشند ، پسرها سر به زير گردند و پايين را بنگرند

پسري ازشيخ پرسيد:يا شيخ اگردرماه رمضان پسري به دختري بگوئد جيگرت را بخورم اين حكمش چيست؟شيخ با تآمل گفت:اين است كه روزه آن پسر باطل مي شود.ولي اگر اين دخترچندقدم جلوتر برود و پسر ديگري به او بگويد جيگرت را بخورم آن پسر ديگر روزه اش حرام نيست.پرسيدن چرا يا شيخ؟شيخ گفت:زيرا آن دختر ديگرجيگري ندارد كه نفر بعدي بخواهد بخورد.

امروز دوشنبه است،حالا براي غافلگير كردن اموات صلوات!!!

فيلمهاي برگيزده قم :1-عبا قرمزي 2- عمامه اي براي دو نفر 3-من ملا 15 سال دارم 4-آخوندي از قفس پريد 5-اين آخوند حرف نمي زند 6-آخوندي با كفشهاي كتاني 7-آخوندي در آتش 9 -پرواز از فيضيه 10 -آخوند و منبر پرنده 11-آخوند در سرزمين عجايب 12-آخوند و كا رخا نه طلبه سازي.

يه روز يه بسيجي به دوست دخترش زنگ مي زنه ميگه فردا سر باباتو به پيچون بريم نماز جمعه

يه مسيحي رو تو قبرستان مسلمونا دفن ميكنن.يه شب مياد تو خواب زنش و بهش ميگه بيا منو از اينجا ببر چون هر روز صبح همسايه بقلي من مياد منو بيدار ميكنه ميگه من كه لختم تو كه لباس تنته برو يه دونه بربري بخر بيار!!!!!

سازمان تبليغات اسلامي آمريكا اعلام كرد : جمعه ها مراسم نوحه خواني شهداي 11 سپتامبر برگذار ميگردد ، مكان مهديه واشنگتن با حضور مداحان ارجمن حاج مايكل جكسن و حاجيه خانم جنفير لوپز.

يك بسيجي خونه خالي پيدا مي كنه دوست دخترش رو ميبره 3 ركعت نماز جماعت مي خونهر وقت دلت گرفت........ هر وقت بهترين دوستات در حساس ترين لحظات تنهات گذاشتن.........هر وقت خواستي گريه کني....... فقط به اين فکر کن که انرزي هسته اي حق مسلم ماست

يه بار يه بسيجي قرص ايکس ميزنه ميره تو خيابون به يه دختري مي گه افتخار مي دي دو رکعت نماز با هم بخونيم.

مژده مژده المپيك حوزه علميه قم آغاز شد: از علاقه مندان دعوت مي شود در رشته هاي 1- طناب زني با عمامه 2- پرش از حوض با عبا 3- پرتاب مهر 4- وضو سرعتي 5- دو صد متر با نعلين 6- نماز استقامت 7- خوردن لوبيا و نگه داشتن وضو 8- بالا رفتن از منبر با چشم بسته شركت نمايند. ضمنا به برندگان به قيد قرعه يك دست عبا ضد گلوله وعمامه ومدال منقوش به تمثال مقام معظم رهبري به رسم يادبود اهدا می شود

يه بار شخصي نخ اسكناس ده توماني را ميكشد، شورت مدرس مي افتد، بسيجي ها شاكي ميشوند ميخواهند به شخص حمله كنند، شخص ميگويد، به خدا اگر نزديك بياييد نخ هزار تومني رو ميكشم ها!

يارو پا ميشه ميره حرم امام رضا، ميگه امام رضا جان؟ تو با اين همه طلا چرا آخه هشتم شدي؟

یه روز یه بسیجی میره تو خیابون یه دختره باسش ماچ میفرسته بعد بسیجیه جاخالی میده میگه یا زهرا

يه بنده خدايي هيئت ميزنه روز عاشورا روي در هيئت مينويسه به علت شهادت امام حسين هيئت تعطيل است.

يه بابايي داشتته تو پارتي هلكوپتري مي زده ، يهو بسيجي رو جو مي گيره با آرپيچي ميزنتش!!!!!!!!

بسيجيه كيف سامسونت ميخره، رمز كيفش رو ميذاره، يا زهرا!

رضا زاده تصميم ميگيره وزنه 1000 كيلويي بلند كنه، حضرت ابوالفضل بهش زنگ ميزنه ميگه ايندفعه ديگه رو من حساب نكن ها! هر چيزي حدي داره!

به يه آقايي ميگن سه تا اسم بگو آخرش الله باشه، ميگه روح الله، عين الله، سيندرالله

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت8:10توسط سایه |
+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت8:23توسط سایه |
رمضان مبارک التماس دعا
+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت7:14توسط سایه |
بزرگترين و كوچكترين ارزو
 

بزرگترين ارزوي من اينه كه بميرم وكوچكترينش اينه كه به بزرگترين ارزوم برسم

خوشحال مي شم از ارزو هاي شمام با خبر شم(به طور غير مستقيم دارم ميگم نظر بديد بابا)

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت21:6توسط سایه |
؟

/دستمال کاغذي به اشک گفت:
قطره قطره ات طلاست!
يک کم از طلاي خود حراج ميکني؟
عاشقم!با من ازدواج ميکني؟!

اشک گفت:ازدواج اشک و دستمال کاغذي؟
تو چقدر ساده اي؛خوش خيال کاغذي!
توي ازدواج ما تو مچاله ميشوي!
چرک ميشوي و تکه اي زباله ميشوي!
پس برو و بي خيال باش،عاشقي کجاست؟
تو فقط دستمال باش!

دستمال کاغذي دلش شکست،گوشه اي کنار جعبه اش نشست!
گريه کرد و گريه کرد و گريه کرد
در تن سپيد و نازکش دويد خون درد!

آخرش دستمال کاغذي مچاله شد
مثل تکه اي زباله شد!
او ولي شبيه ديگران نشد
چرک و زشت مثل اين و آن نشد
رفت اگرچه توي سطل آشغال؛
پاک بود و عاشق و زلال!

او با تمام دستمال هاي کاغذي فرق داشت!
چونکه در دلش خودش ، دانه هاي اشک کاشت

 

 

+نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت21:27توسط سایه |
+نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت21:19توسط سایه |
+نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت8:17توسط سایه |
آموزش خودکشي - زير 18 سال نخونن
 

اصولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه. يعنی در اين عمل فرد اونقدر خودشو می‌کشه که ميميره و اين خود کشتن به علت وارد آمدن مصايب و رنج‌های فراوان يا بالعکس صورت مي‌گيره

به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نيست ولی بسيار هيجان انگيزه و به يه بار امتحانش مي‌ارزه. من خودم چند بار امتحانش كردم و با اينکه چند بارش هم مردم ولی همچين بگی نگی بدم نيومد
برخلاف نظر خيليها که می‌گن خودکشی خيلی راحت و سهله بايد بگم نخيييييييير... اونجوريام نيست. هر کاری قواعد و اصول خاص خودشو داره و خودکشي هم جدا از اين مطلب نيست

اول از همه اون کسايي که می خوان خودکشی کنن رو دسته‌بندي مي‌كنيم

کسی که در عشقش شکست خورده
کسی که ور شکست شده
(
کسی که قاط زده ( مثه من
کسی که از زندگی خير نديده
کسی که بدجوری روش فشار اومده
کسی که کنجکاوه زودتر جهنمو ببينه
و خلاصه هر کسی که يه جورايي به آخر خط رسيده
افراد بالا، به هرحال مستقيم به جهنم می‌رن، ولی خدا همشون رو رحمت کنه

شما جزو كداميك از دسته‌هاي بالا هستيد؟
اگه هستيد ادامه مطلب رو بخونيد و گرنه يه دسته جديد برای خودتون ببازيد و بعد بقيه شو بخونيد

حالا فرض می‌کنيم: طرف تنها مياد توی يه اتاق و در رو قفل مي‌كنه و عزمشو برای خودکش جزم مي‌كنه. به دور برش نگاه مي‌كنه و اين وسايل رو مي‌بينه

طناب
سيخ کباب
کبريت آغشته به بنزين
قرض دياز پام
آمپول هوای تهران
دندون مصنوعی حاج خانمشون
لوله گاز
پاکت نايلون
چاقوی ميوه بری
نخ کاموايي
سوزن لحاف دوزی
تيغ ريش تراشی مصرف شده
مرگ موش

خب... براي شروع بد نيست

ولی نظرتون رو به يه موضوع مهم ولي پيش پا افتاده، جلب مي‌كنم: «تصوير و قيافه و ديسيپلين شما بعد از مردن خيلی مهمه

فرض کنيد درب اتاق شما رو می‌شکنن و شما رو در حالتی پيدا می‌کنن که از يه طناب از سقف آويزونيد و داريد مثل پاندول ساعت تاب می‌خوريد و زبونتون مثل زبون بلانسبت سگ آقای پتيول از دهنتون آويزونه و صورتتون سياه و ورم کرده و احتمالا در اثر فعل و انفعالات شيميايی شلوارتون هم خيسه

نه... خودتون جای تماشاگرا باشين، حالتون بهم نمی‌خوره؟ احساس انزجار بهتون دست نمی‌ده؟
قيافه شما بعد از خودکشی بايد از هميشه معصومانه تر... از هميشه زيباتر و از هميشه دوست داشتنی‌تر باشه تا دل همه حسابی بسوزه

با اين حساب، دور حلق آويز کردن... خودسوزی... و خفه‌گی با گاز رو خط بگيريد

يه بنده خدايي از دوستان، خيلی جالب خودکشی کرده که در نوع خودش يه ابتکاره

ايشان، دوتا انگشت شصتش رو فرو کرد توی سوراخای دماغش و با انگشتای ديگرش هم دهنشو محکم گرفت و اونقدر خودشو خفه کرد تا مرد

فقط بدی کارش اين بود که هيچکس بعد از مرگش انگشتای شصتشو از توی دماغش بيرون نکشيد... چون به هر حال کار کثيفيه. حالا خودتون قضاوت کنيد. اين خودکشی ترحم کسی رو بر می انگيزه؟

يا اونايي که روی سرشون نايلون می‌کشن و دور گردنشون روی نايلون رو با طناب می‌بندن و يا اونايي که خودشون رو جلوی ماشين ميندازن و له می‌شن... اينا همشون ديوونه‌ان

خودکشی ايده‌آل خودکشي است که بدون درد، بدون عوارض جانبی، بدون تاثيرات بد و منفی روی صورت و اندام، بدون صدا، بدون کثافتکاری و باشه

ژاپونی‌ها يه جور خودکشی جالب رو ابداع کردن به اين صورت که يه سوزن جوالدوز رو برداشته و از روی سينه فرو می‌کنن توی قلبشون. البته اين کار يه کم درد داره. يه جورايي حس می کنيد که توی سينه تون آب جوش داره قل مي‌زنه. ولی حداقل، عوارض ظاهری نداره. ولی بديش اينه که حتما می‌ميريد


در صورتی که خودکشی وقتی خوبه که شما نميريد

يه جور خودکشی که بيشتر بين شکمو‌ها رواج داره استفاده از خوراکی برای مردنه. اين نوع خودکشی خيلی حال داره
چون حداقل گشنه نميميری! و خوبی مهم ترش اينه که به سر منزل مقصود هم نمی‌رسی و معمولا زنده می‌مونی. نمونه‌اش اينكه: يه بنده خدايي که با سی‌تا قرص ديازپام خودکشی کرد و دور و بری‌ها به هوای اينکه مرده خاکش كردند و يارو بعد از دو سه روز خواب ملس چشاشو باز کرد وديد: ای دل غافل... همه جا سياهه و يه موش هم داره انگشت پاشو می‌جوه. زنده بگوری خداييش وحشتناکه

اول خوب فکراتونو بکنين بعد خودتونو بکشيد

يه موضوع مهم توی خودکشي، پشيمونی ديرهنگامه. هشتاد و نه درصد کسايي که خودشون رو مي‌کشن، وسط يا آخر کار پشيمون می‌شن و اين در حاليه که هيچ راهی برای برگشت نيست. يه يارويي برای خودکشی يه تيکه پارچه رو گلوله می‌کنه و فرو می‌کنه توی حلقش و با ته گوشکوب ميده بره پايين ولی همون لحظه پشيمون مي‌شه و اين درحاليه که داره خفه می‌شه... يارو می‌دوه بيرون و از شدت عجله از روی پله‌های آپارتمان پرت می‌شه پايين و می‌ميره... و جالب اينکه مرگش به علت ضربه مغزی اعلام شد نه خفگي

نکته مهم ديگه اينه که مدت خود کشي نبايد زياد طولانی باشه

مثلا فرض کنيد در نوع رگ زدن خيلی طول می‌کشه تا خون تموم بشه و تازه آلودگی خون روی زمين و لباساتون رو هم در نظر بگيريد

يا استفاده از گاز شهری امکان داره باعث بشه نه تنها خودتون بميريد بلکه خونه و بقيه رو هم بفرستيد روی هوا

پس عاقلانه تر رفتار کنيد

تا حالا به چند نتيجه مهم رسيديم كه سعي كنيد در خودكشي حتما اين نكات را مدنظر قرار دهيد

زمان خودکشی رو درست انتخاب کنيد. (بهترين موقع بعد از ظهر ساعت شش
مبادا بعد از خودکشی از ريخت و قيافه بيفتيد
بهترين لباستونو تنتون کنيد
حتما يه يادداشت بذاريد و علت خودکشی رو شرح بديد و انگشت هم بزنيد
خواهشا زياد کثيف کاری نکنيد
موقع خودکشی لبخند بزنيد تا لبخند روی لبتون باقی بمونه
لطفا چشاتونو باز نذاريد چون خيلی وحشتناکه
يه بسته دستمال کاغذی حتما روی ميزتون باشه
اتاقتونو قبل از خودکشی مرتب کنيد. (پليسا ببينن خوب نيست
رد انگشتتونو همه جا بماليد تا بفهمن خودتون، خودتونو کشتيد
يه جوری خودکشی کنيد که دوباره بشه زنده تون کرد
دليلتون برای خودکشی قانع کننده باشه
برای مسايل عشقی خودکشی کردن کار الاغاست... بلانسبت شما
قبل از خودکشی حتما يه فال حافظ بگيريد
قبل از خودکشی استفاده از ادکلن و دئودرانت و زدن مسواک يادتون نره
بهتره بعد از مرگ... مثلا مرگ... در حالت دراز کش باشي
اگه توی دستتون يه گل سرخ باشه صحنه خيلی رمانتيکتر و رويايي‌تر به نظر مياد و اشک آور تره
در اتاق رو حتما قفل کنيد که جريان هيجان انگيزتر باشه
قبل از خودکشی حتما گريه کنيد . صورتتون اشک آلود باشه
خودتونو براي رفتن به جهنم رفتن آماده کنيد

حالا جديد ترين و راحت ترين روشهای خودکشی

برای جنس نرينه

«استفاده از جوراب»
تخت خواب رو آماده کنيد
تمام تن و سرتونو ببريد زير پتو
خيلي آروم نوک انگشتاتونو از زير پتو بيرون بياريد و جوراباتونو ببريد زير پتو
هيچ راه نفوذی برای هوا نذاريد
يک ساعت بعد... شما مرديد
خدا رحمتتون کنه


برای جنس مادينه

« سوء استفاده از موش»
تخت خواب رو مرتب کنيد
بريد زير پتو
اتاق حتما کاملا تاريک و ساکت باشه
حالا چشماتونو ببنديد و فرض کنيد يه موش خوشگل داره روی تنتون راه ميره
خواهش می‌کنم جيغ نزنيد و بدون سر و صدا از وحشت زياد بميريد
مرسی

توی جهنم می‌بينمتون

+نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت22:22توسط سایه |

سلام امروز اينو مي نويسم كه بگم اگه كسي مي خواد در به روز رسانيه اين وبلاگ به من كمك كنه مي تونه در قسمت نظرات بگه يا اي دي م رو ادد كنه ممنون

+نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت16:25توسط سایه |
جک
 تركه داشته با بچش گرگم به هوا بازي ميكرده، يهو جو ميگيردش بچشو ميخوره

به ترکه میگن : سبز لیمویی رو توصیف كن. میگه : شما آبی آسمانی رو در نظر بگیر، بشاش توش

): مي دوني اگه يه ترکه نارنجک انداخت طرفت بايد چی کار کنی؟! بايد ضامنش رو بکشی ، پرت کنی طرف خودش

+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت7:32توسط سایه |
اعتراضات رسمی یک نی نی چهارده ماهه(طنز)

آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدرلب و لوچه غیر پاستوریزه ، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید ! plz

خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است !!! لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!

پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهوارهای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد !

مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش " بول بول بول بول" می کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت ! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی ! جیش کنی تو شلوارت!

مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی ، که اختیارش رو دارم ! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!

آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید ! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!

خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی " بچه سوسک مرده " بدهد.

آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا "پووووووف" می کنید به حداقل می رسد ! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت14:12توسط سایه |
لبخند
 دو تا ترک ميرن سازمان ناسا براي باز ديد . تشنه شون مي شه اشتباهي سوخت موشک رو بجاي اب ميخورن . چند دقيقه بعد اولي با موبايل به دومي زنگ ميزنه ميگه . تو گلوت نمي سوزه و دلت درد نمي کنه و نفق نکردي و احساس کني که ميخواي بگوزي . دومي ميگه اره همچين احساسي دارم . اولي ميگه يه وقت نگوزي ! من اينکار رو کردم الان دوبي هستم

فرهنگستان لغت اعلام كرده: از اين به بعد به جاي واژه زشت و زننده «زن خراب» از واژه شيك و باكلاس «بانوي همگاني» استفاده نماييد

يك باردوتا ترياكي بانك مي زنن يكي به اون يكي مي گه :بيا بشمريم اون يكي مي گه :بي خيال بابافرداراديواعلام مي كنه

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت21:41توسط سایه |
!!!!!!!!
¥§£¥¥$€$£§¥¤$Σ¥¥€£§€¥¥¤§£$¤€#¥€£§¤? €¥£Σ€§¥ €$£§¥Σ¤#£§Σ£$ ¥¤Σ...Zor nazan smse

 

afsar minjango barayeYangome


بارون نباش كه با التماس خودت رو به شبشه بكوبي ... ابر باش كه همه منت باريدن تو رو بكشن

 

+نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت17:1توسط سایه |
###
 

اگه تورو خواستن اشتباهه ... اگه باتوبودن اشتباهه ...

اگه عاشق توبودن اشتباهه ... اگه واسه تومردن اشتباهه ...

پس توبهترين و قشنگترين اشتباه زندگي من هستی

 

يه روز يك دختر زشت از دوست پسرش مي پرسه شباهت من با خورشيد چيه ؟

پسره مي گه : هر دوتاتون نمي شه مستقيم بهتون نگاه كرد

 

+نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت8:19توسط سایه |
جک

 

اولين هنري كه پس از ديدن چهره آرايش كرده دختران امروزي به ذهن شما متبادر ميشود چيست؟ الف: مينياتور. ب: صافكاري، بتونه كاري و نقاشي اتومبيل!!!! ج: دوپينگ!!!! د: من به ناموس مردم نگاه نميكنم

 


ضرب المثل بنزيني:1بنزين ديدي نديدي 2-بنزين زرد برادر گريسه 3-با بنزين بنزين گفتن ماشين روشن نميشه 4-به اندازه بنزينت گاز بده 5-بنزين همسايه اورانيومه 6-بنزينش از باک ميريزه 7-بنزين حقه 6-از اين حرفا بوي بنزين مياد 7-خاموشي ماشين از بي بنزينيه 8-بنزين رو جلو ماشين انداختن 9-با بنزين طهارت مي گيره!

 

 روي فرش دلم جوهري از عشق تو ريخت ... آمدم پاک کنم عشق تو را بدتر شد ..... خلاصه گند زدي به فرش رفت

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت7:54توسط سایه |
به نوشته های قبل یه سر بزنید
+نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت13:34توسط سایه |
تبریک
ولادت منجی بشریت مبارک
+نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت14:39توسط سایه |
مهتاب

 

بي تو، مهتاب‌شبي، باز از آن كوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم
،
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.


در نهانخانة جانم، گل ياد تو، درخشيد

باغ صد خاطره خنديد،

عطر صد خاطره پيچيد:


يادم آم كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم

پر گشوديم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم.


تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت.

من همه، محو تماشاي نگاهت.


آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشة ماه فروريخته در آب

شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ


يادم آيد، تو به من گفتي:

- ”
از اين عشق حذر كن!

لحظه‌اي چند بر اين آب نظر كن،

آب، آيينة عشق گذران است،

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است،

باش فردا، كه دلت با دگران است!

تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!


با تو گفتم:‌” حذر از عشق!؟ - ندانم

سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم،

نتوانم!


روز اول، كه دل من به تمناي تو پر زد،

چون كبوتر، لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم ...“


باز گفتم كه : ” تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم، نتوانم! “


اشكي از شاخه فرو ريخت

مرغ شب، نالة تلخي زد و بگريخت ...


اشك در چشم تو لرزيد،

ماه بر عشق تو خنديد!


يادم آيد كه : دگر از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم.

نگسستم، نرميدم.


رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌هاي دگر هم،

نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم،

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ...


بي تو، اما، به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!

+نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت20:41توسط سایه |
+نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت16:42توسط سایه |
عاشقانه
): زندگي مثل دوچرخه سواري است . مادامي که رکاب بزني زمين نمي خوري

دیرین دیرین دیرین دیرین دیرین دیرییییین دیییریریرین . . . . . . . . . . . بی ذوق با احساس بخون آهنگ پلنگ صورتی

راننده تاكسي: خانم،‌ شما سومين زن بارداري هستيد كه امشب رسوندم فرودگاه. زن: اما من كه باردار نيستم. راننده تاكسي: ما هم هنوز به فرودگاه نرسيديم

سلام منزل خداست؟ اين منم مزاحمي که آشناست هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟ الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟ چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست دل مرا بخوان

ديروز که فرياد زدي و گفتي دوستت دارم گفتم: نميشنوم لطفآ يه کم بلند تر! امروز که به آرامي گفتي دوستت ندارم گفتم هيس... چرا داد ميزني

ديروز ... باز باران با ترانه با گوهرهاي فراوان مي خورد بر بام خانه ... و اما امروز.... باز باران بي ترانه... باز باران با تمام بي کسي هاي شبانه... مي خورد بر مرد تنها ...مي چکد بر فرش خانه... باز مي آيد صداي چک چک غم... باز ماتم من به پشت شيشه ي تنهايي افتاده... نمي دانم...نمي فهمم کجاي قطره هاي بي کسي زيباست؟... نمي فهمم, چرا مردم نمي فهمند که ان کودک... که زير ضربه شلاق باران سخت مي لرزد... کجاي ذلتش زيباست

+نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت16:36توسط سایه |
+نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386ساعت21:11توسط سایه |

+نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت21:24توسط سایه |
hani

+نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت7:36توسط سایه |
Dear Imam Reza Al-salam-o- alyk, ya Ali ebne- Musa-Al-Reza I tried to come Mash'had moghadas, but you know, gasoline is selling by Houshmand Card and my card is empty I tried to come there for kissing your foot by airplane, but you know well, it is dangerous. I am still young and I don't like to die in air crash I tried to come there for ziarat by riding a horse or donkey, but you know, most of them are killed to use their meat for restaurants as Kabab Kubideh So, I am writing this email for you, but you know, your web site is filtered by the Mehrvarz government Please tell me what kind of soil, should I pour on my head from these akhonds' hands Please adrekni Sincerely yours : )) !
+نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت6:55توسط سایه |