تبليغاتX
اگه اهل حالی بیا تو ببینم در چه حالی!











اگه اهل حالی بیا تو ببینم در چه حالی!

قدس ازاد شد!!!! جك و اس ام اس و عاشقانه و همه کوفتی هست......
تبریک در تبریک در تبریک در تبریک در تبریک در تبریک
واي كه امروز عجب روزه محشريه هم عيد قربانه هم امشب شب يلداست هم كارت سوختا شارز ميشه ديگه چي مي خاي( البته بايد خدا روشكر كنيم كه گوسفند نيستيم وگرنه اصلا روز خوبي نبود)

+نوشته شده در جمعه سی ام آذر 1386ساعت7:42توسط سایه |
): اگه خواستي قاتل بشي همه رو بكش، چون اگه يه نفرم زنده بگذاري مي آد و انتقام بقيه رو ازت مي گيره... اگه خواستي عاشق بشي، صبر كن تا خود طرف اينو بفهمه چون اگه تو بهش بگي بهت مي گه لوس احمق نفهم... اگه خواستي پولدار بشي حتما از راه خلاف وارد شو چون اينجوري پشمشون رو هم نمي دن دستت كه ببافي... اگه خواستي دوست دختر پيدا كني يه كم خوشتيپ باش، يه كم خارج كن يه كم خر شو!!! يه كم بوس كن!!!... و بالاخره اگه خواستي علاف بشي يه بار ديگه از اول بخون

 چشماتو دايورت كردي رو قلبم خيالي نيست حداقل از رو ويبره درش بيار تا اينقدر دلمو نلرزونه

====انواع قهوه : 1- شيرين مثل چشات2 - رقيق مثل قلبت3- تلخ مثل دوريت====

وقتي گفتي تا آخر دنيا باهاتم اون موقع بود که فهميدم چرا دنيا 2 روزه


==در خواب ناز بودم شبي ديدم كسي در ميزند.

. در را گشودم روي او ديدم غم است در ميزند.

 اي دوستان بي وفا از غم بياموزيد وفا

 غم با همه بيگانگي هر شب به من سر ميزند

 

+نوشته شده در جمعه سی ام آذر 1386ساعت7:36توسط سایه |
غروب!
!!!!!!!!!!!!!
+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت7:12توسط سایه |
خميازه ني ني
خميازه ي ني ني
+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت7:11توسط سایه |
 احوالپرس لرا : حالا ما تلفن نداریم شما نباید یه زنگ به ما بزنید؟

خبر فوري ... در پي تمام شدن سنگهاي احمدي نژاد در مکه رئيس جمهور اقدام به دادن فحش خوار مادر به شيطان نمود

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت6:58توسط سایه |
+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت9:32توسط سایه |

 لشكر گوسفندان كه توسط يك شير اداره ميشود، ميتواند لشكر شيران را كه توسط يك گوسفند اداره ميشود، شكست دهد

هفت چیز انسان را از پای در می آورد و هلاك میسازد :1-سیاست بدون شرف 2- لذت بدون وجدان 3- پول بدون كار 4-شناخت بدون ارزشها 5- تجارت بدون اخلاق 6- دانش بدون انسانیت 7- عبادت بدون فداكاری

 احمدی نژاد گفته با برنامه ریزی های انجام شده انشاالله همه ایرانیان به زودی تحت پوشش کمیته امداد قرار می گیرند

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت20:39توسط سایه |
+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت6:10توسط سایه |
(/ _ _ \) (/ _ _ \) (/ _ _ \)
(= '.' =) (= '.' =) (= '.' =)
(") _ (") (") _ (") (") _ (")
+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت11:18توسط سایه |
###

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت10:45توسط سایه |
به دختره ميگن چرا به دوست پسر ميگن بي اف ميگه مخفف بدبخت فلك زده است

 تركه زنش رو ميبره سونوگرافي ، بهش ميگن بچت پسره . مي گه :ِ اِاِاِ ... تورو قرآن ؟؟!!اسمش چيه؟

+نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت22:13توسط سایه |
متاسفم!
 شاخه با ريشه ي خود حس غريبي دارد

باغ امسال چه پاييز عجيبي دارد

 غنچه شوقي به شكوفا شدنش نيست دگر

 با خبر گشته كه دنيا چه فريبي دارد

 خاك كم آب شده مثل كويري تشنه

 شايد از جاي دگر مزرعه شيبي دارد

سيب هر سال در اين فصل شكوفا ميشد

باغبان كرده فراموش كه سيبي دارد

+نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت22:12توسط سایه |
Oooo..............
.(__)...oooO....
../ (....(__)......
.../_)...) \.......
........(_\.........

 قطعه‌اي از شاهكار ادبي یک ترک : شب بود و خورشيد به روشني مي‌درخشيد، پيرمردي جوان، يكه و تنها با خانواده‌اش در سكوت گوش‌خراش خيابان قدم‌زنان ايستاده بود...

 به تركه ميگن مبارك باشه ازدواج كردي...ميگه دائمي نيست...اعتباريه

 

 

+نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت7:11توسط سایه |
خدا كند كه بيايي !
چه انتظار عجيبي ! تو بين منتظران هم عزيز من چه غريبي ! عجيب تر كه چه آسان نبودنت شده عادت . چه بي خيال نشستيم ، نه كوششي نه وفايي . فقط نشسته و گفتيم : خدا كند كه بيايي !

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت21:7توسط سایه |
 بنده خدا پنجاه توماني تقلبي چاپ مي‌كنه، سه سوته مي‌گيرنش! مي‌پرسه‌: از كجا فهميدين اينا تقلبيه؟ بهش ميگن: آخه احمق، كنار در دانشگاه كه سمبوسه فروشي نيست!

از این پس بجای واژه نا مانوس و غریب اینترنت از واژه پارسی و ایرانی فیلترنت استفاده ميكنيم

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت5:43توسط سایه |
تو رو به قیمت جون،

 به همین یه لقمه نون

،‌تو رو به ماه آسمون،

 به عاشقای بی نشون،

 تو رو به حرمت چشات،

 به همه مقدسات

، تو رو به خود خدا،

 به هق‌هق شبونه‌هات،

قسمت می‌دم . . . . . . . . . . . . جورابات رو بشور، خفه‌مون كردی

+نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت19:43توسط سایه |
خنده، ترشح آندروفين‌ها را در بدن افزايش مي‌دهد. آندروفين‌ها، موادي شبه مورفين در بدن هستند كه اثر آرام‌بخشي دارند.

... دستاویز بیگانه! آشوبگر! ناآگاه فریب خورده! ای مخل امنیت اجتماع! شرور! جاسوس! اوباش! دانشجو! روزت مبارک

+نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت5:40توسط سایه |
 فرق من و تو: گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم. گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم. گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم. گفتي تا ابد تو قلب مني، گفتم فعلا تو قلبم جا داري. گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم. گفتي ... ، گفتم... . حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه! فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستشو.
+نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت7:8توسط سایه |
$$$$$
ژاپنيه 15 سال به يه مورچه ياد مي ده با چوب غذا بخوره مورچه رو مي ياره تو ميدون که به مردم نشون بده همه دور تا دور وايساده بودن نگاه مي کردن از قضا يه ترکه از اونجا رد مي شه مي بينه همه عقب وايسادن مورچم وسطه مي ره با پا موچه رو له مي کنه مي گه: اخه مورچم ترس داره؟

برداشتن قدمهاي بزرگ در زندگي باعث پاره شدن خشتك انسان ميشود

 تركه اسم بچه‌شو توي يه مهدكودك شبانه‌روزي تو لندن مي‌نويسه كه زبان ياد بگيره، سال بعد كه ميادببرتش، مي‌بينه بچه‌هاي اونجا ميگن: احبر، بابان گلدي

 

+نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت7:48توسط سایه |
torke ba yeki tasadof mikone,police mirese mige kodumetun moghaserin???torke mige: man ke khab boodam,az ishun beporsin!

مشترک گرامی! اعتبار دوستی شما رو به اتمام است. لطفا جهت شارژ مجدد یک بوس ارسال نمایید

انشتين ميگه : اگر انسان ها در طول عمر خويش ميزان كاركرد مغزشان يك ميليونوم معده شان بود اكنون كره ي زمين تعريف ديگري داشت

ازترکه میپرسن: پارسال روز زن چه کادویی به زنت دادی؟ میگه: بردمش کیش. میگن: ای ول بابا، دمت گرم، خوب حالا امسال چیکار میکنی؟ میگه: میرم میارمش

اگه ديدی يه سوسک پشت و رو افتاده و دست و پا ميزنه، فکر نکن که با چيزی زدنش، يا داره ميميره !! اون داره به قيافت ميخنده

): ديروز روز جهاني آوارگان بود, توقع داشتم يه تبريک خشک و خالي به ما ميگفتي که يه عمريه آوارتيم

 ترکه شب اول عروسيش هل مي شه به زنش ميگه مامان بابات مي دونن پيش مني

يه قورباغه با يه اردک ازدواج ميکنه ... اگه گفتي بچشون چي ميشه ؟ ... بچه دار نميشن ... ترو خدا براشون دعا کن ... داره زندگيشون ازهم مي پاشه

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت15:51توسط سایه |
 

Falling in love is awfully simple, but falling out of love is simply awful

يك دختر بچه در مهد كودك از مربي سوال مي كنه : بچه:خانم دختر 18 ساله حامله ميشه؟ مربي :بله مي شه . بچه:دختر 15 ساله چي؟ مربي:بله. بچه: 10 ساله چي؟ مربي:شايد. بچه: 5 ساله چي؟ مربي:نه نميشه؟ يهو يه پسر بچه از پشت پنجره بالا مياد و به دختر بچه ميگه : ديدي گفتم نگران نباش!!!!!؟؟؟؟؟

+نوشته شده در جمعه نهم آذر 1386ساعت7:39توسط سایه |
از اينکه زن خلق شدم بسيار خوشحالم زيرا در غير اين صورت مجبور بودم با يک زن ازدواج کنم !!!!!! ماري دوسوينيه پسره به دختره ميگه : چقدر امشب خوش بگذره ، سه تا بليط سينما گرفتم ! دختره ميگه : چرا سه تا ؟ من و تو که 2 نفر بيشتر نيستيم ؟ پسره ميگه : نه ، سه تا بليط گرفتم واسه بابا و مامان و داداشت
+نوشته شده در پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت7:44توسط سایه |
 یک نفر گفتند: بابات به رحمت ایزدی پیوست! گفت: رحمت ایزدی دیگه کیه؟!...... گفتند نه. منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت...... گفت: منظورتون را نمی فهمم!!!..... گفتند: یعنی اینکه دار فانی را وداع گفت...... گفت:بازم نفهمیدم!....... گفتند:ای بابا...بابات رخت از این دنیا بربست....... بازم نفهمید!...... آخر سر عصبانی شدند و گفتند : ابله...بابای خرت! مرد....... گفت: خر ما که بابا نداشت

 معلم انشاء به بچه ها میگه موضوع انشاء این دفعه اینه که: اگر مدیرعامل بودید چه میکردید؟ بعد میبینه همه تند و تند و با هیجان شروع کردند به نوشتن بجز یک نفر که نشسته و داره از پنجره بیرون رو تماشا می کنه، معلمه ازش میپرسه: چرا تو هیچی نمینویسی؟ بچه میگه: منتظرم تا منشی ام بیاد


  كاش در دهكده عشق فراواني بود
توي بازار صداقت كمي ارزاني يود
كاش اگر گاه كمي لطف به هم ميكرديم
مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود
كاش به حرمت دلهاي مسافر هر شب
روي شفاف تزين خاطره مهماني بود
كاش دريا كمي از درد خودش كم مي كرد
قرض مي داد به ما هرچه پريشاني بود
كاش به تشنگي پونه كه پاسخ داديم
رنگ رفتار من و لحن تو انساني بود
مثل حافظ كه پر از معجزه و الهامست
كاش رنگ شب ما هم كمي عرفاني بود
چه قدر شعر نوشتيم براي باران
غافل از آن دل ديوانه كه باراني بود

+نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت5:45توسط سایه |

قلبم رو شكستي ولي من بيشتر از قبل دوستت دارم ميدوني چرا ؟؟؟ چون حالا هر تيكه از قلبم تورو جداگونه دوست داره

اگه ديدی تو آسمون هيچ ستاره ای نيست ناراحت نشو خودم حاضرم تا صبح برات چشمک بزنم تا بشم تک ستاره ی دلت

چشمت رو آینه وا کن واسه ما ستاره کم نیست اون که آرزوشو داری حتی قد خودت هم نیست

ویکتور هوگو : من نمیگویم هرگز نباید در نگاه اول عاشق شد اما اعتقاد دارم باید برای بار دوم هم نگاه کرد .

شکسپیر میگوید : بدترین گناه این است که به کسی که تو را راستگو می پندارد دروغ بگویی !!!

ما نه برای یافتن فردی کامل، بلکه برای دیدن کامل یک فرد ناکامل عاشق میشویم."

 من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند، و مهم نیست که چه کار می کنید، که هستید و کجا زندگی می کنید؛ اگر مقدر شده که دو نفر با هم باشند، هیچ مرز و مانعی بین آنها وجود نخواهد داشت.

 دوستت دارم نه به خاطر اینکه چه کسی هستی، به این خاطر که وقتی با توام چه کسی میشوم

): زندگی به ما آموخته که عشق در نگاه خیره به یکدیگر نیست، بلکه در یک سو نگریستن است

+نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386ساعت7:53توسط سایه |