دوستان واقعي شما بعد از اتمام طرحهاي رنگارنگ ايرانسل، چهره واقعي خود را نشان خواهند داد! شركت ارتباطات سيار(همراه اول)
كوچه خاليست و شب تازه شروع شده
.منم و خلوت يك پنجره. و راز و نياز با ماه و آلبومى لبريز از خاطرات
. بايد يادم بماند غريبه فقط غريبه است و نبايد بيش از اين از او انتظار داشت
.من خسته ام!.
خسته از ندانستن جرمى كه به خاطرش اين چنين سر در گمم .
من تمام احساسم را در لحضه هايم ترسيم مى كنم. رهسپار جاده هاى زندگى هستم . من از دريا آموخته ام كه صبور باشم.
در خود فکری داشتم که به یارم چه بفرست؟ ناگهان گل گفت:مرا بفرست تا مظهر زیبایی او شوم گفتم یارم از گل زیباتر است ناگهان خار گفت:مرا بفرست تا خاری باشم بر چشم دشمنان او گفتم یارم انقدر مهربان است که دشمنی ندارد ناگهان قلبم گفت:مرا بفرست تا از سمیم قلب به او بگویم:دوستت دارم
تو را پیدا کردن آرزوی من نیست تو را نگه داشتن آرزوی من است تو را داشتن آرزوی من نیست تو را شاد نگه داشتن آرزوی من است با تو بودن آرزوی من نیست برای تو بودن آرزوی من است به چشتات نگاه کردن آرزوی من نیست تو چشات غرق شدن آرزوی من است هر چیزی که با تو باشه آرزوی من نیست تمام چیزی که برای تو باشه آرزوی من است ای کاش تو هم مانند من بودی و برای من بودی نه برای........
چند تا لر سوار آسانسور شدند چند ساعت ايستادند تا اينکه يک نفر آمد و دکمه را زد يکي از لرها داد زد و گفت براي سلامتي آقاي راننده صلوات
اصفهانيه قله اورست رو فتح كرد. بهش ميگن انگيزه ات چي بود؟؟ ميگه خدا لعنت كنه كسي رو كه گفت اون بالا نذري ميدن
دوستت دارم. تو چي؟ خيلي ميخوامت. تو چي؟ دوريت اذيتم ميکنه. تو چي؟ بي تو ميميرم. تو چي ؟ .......... من الکي گفتم . تو چي؟
روز اول گل سرخي برام اوردي گفتي براي هميشه دوستت دارم روز دوم گل زردي برايم اوردي گفتي دوستت ندارم روز سوم گل سفيدي برايم اوردي و سر قبرم گذاشتي و گفتي منو ببخش فقط يه شوخي بود
به رشتيه گفتن خانومتو ديديم توو ماکسيماي يه مرد غريبه که صدو شصت - هفتاد تا ميرفتن ...رشتيه: اين که چيزي نيست که ماکسيما بيشتر از اينا هم ميره
یکی بود،یکی نبود...وقتی این یکی بود،اون یکی نبود.وقتی اون یکی بود،این یکی نبود.مهم نیست کی بود و کی نبود.ولی حیف هیچ وقت این یکی با اون یکی نبود
تركه دكتر چشم بوده, یکی مياد تو مطبش ميگه اقا من چشام دور رو خوب نميبينه تركه میبردش دم پنجره ميگه بگو ببينم اون چيه؟ يارو با تعجب ميگه اون خورشيده دیگه!! تركه ميگه: اخه جانم مگه از خورشيد دورتر هم داريم!؟؟
دكتر كريم نيرنيا كه چندي پيش موفق شده بود از سلول هاي مغز استخوان مردانه، اسپرم هاي ابتدايي توليد كند در اين پروژه توانسته است از سلولهاي مغز استخوان زنانه اسپرم به دست آورد كه اين اسپرم هاي را در اصطلاح «اسپرم زنانه» ناميده اند.
به گفته دانشمندان اگر اين روش با موفقيت به انجام برسد بسيار عملي تر از توليد اسپرم از سلولهاي جنيني خواهد بود.
دانشمندان انگليسي ميگويند كه با كمك تكنيك جديد امكان دستيابي به روش هاي درماني نوين ناباروري فراهم خواهد شد و اين امر انتقاد گروهي را برانگيخته است چراكه آنها معتقدند با قابليت تبديل مغز استخوان زنانه به اسپرم نقش مردان در فرآيند خلق حيات عملا منتفي خواهد شد. ![]()
![]()
كاش قلبم درد پنهاني نداشت
چهره ام هرگز پريشاني نداشت
كاش مي شد دفتر تقدير عشق
حرفي از يك روز باراني نداشت كاش مي شد...
بی اراده متولد می شویم، بی اختیار می میریم، افسوس که آشنایی اتفاقی است و جدایی ها کاش هرگز اتفاق نیفتد کاش... کاش... کاش...
): آن گاه كه تنها شدي ودر جست وجوي يك تكيه گاه مطمئن هستي بر "او" توكل نما (نمل/79)
* آن گاه كه نوميدي بر جانت پنجه افكنده و رها نمي شوي به "او "اميدوار باش(زمر/53)
* آن گاه كه دوست داري كسي همواره به يادت باشد به ياد"او" باش كه او همواره به ياد تو ست (بقره/152)
* آن گاه كه دوست داري به آرزويت برسي به درگاه "او "دعاكن تا اجابت نمايد(غافر/60)
* آن گاه كه روحت تشنه نيايش و راز و نياز است آهسته "او"را بخوان (اعراف/55) *
آن گاه كه سرمست زندگاني دنيا ومغرور به آن شدي به ياد قيامت باش
شبنمی بر برگ آزادی کشید
کاش می شد جای استخری بزرگ
برکه ای در پشت آبادی کشید
کاش می شد با قلم موهای عشق
تا خدا یک معبری راهی کشید
زمستونا خیابونا برف داره
صابون که به دست بمالی کف داره
ایرانو اینجوری نبین نفت داره
نونوایی محلمون صف داره
آهنگای قدیمی توش دف داره
يه تركه تصميم ميگيره عمليات تروريستي بر ضد آمريكا انجام بده ، خودشو با كايت ميزنه به كاخ سفيد .............. آمار كه ميگيرن ميبينن 100 نفر كشته شدن .............. كه 99 نفر از خنده و 1 نفر هم خود يارو بوده
شباهت "زن" با "گردباد" ؟ ... جفتشون اول كه ميان با هيجان وارد زندگيت ميشن و جفتشون موقع رفتن ،خونه، ماشين، و همه زندگيتو با خودشون مي برن
سرهنگ: اسمت چيه؟ سرباز: ممد / سرهنگ: اين چيه دستت؟ سرباز: تفنگ / سرهنگ: تفنگ؟ اين مملكتته, آبروته, زندگيته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و .... / سرهنگ رو به سرباز دوم : اسمت چيه؟ سرباز: غضنفر / سرهنگ: اين چيه دستت؟ ترکه: اين خواهرومادر ممده!!!
تركه رو برق می گیره مامانش می گه ننه جون ولش نکن همین بود که باباتو کشت
يه آمريكاييه مي خواد حال اردبيليه رو بگيره ميبرتش امريكا بهش ميگه زمين رو بكن اونم مي كنه. بعد از ده متر كندن ميرسن به يه سيم. امريكاييه ميگه اين يعني ما صد سال پيش تلفن داشتيم. تركه ميگه حالا تو بيا بريم اردبيل. اونجا بهش يه بيل ميده ميگه بكن صد متر مي كنن به هيچي نميرسن تركه ميگه اين يعني ما صد سال پيش موبايل داشتيم
زمستونا خیابونا برف داره
صابون که به دست بمالی کف داره
ایرانو اینجوری نبین نفت داره
نونوایی محلمون صف داره
آهنگای قدیمی توش دف داره
يه تركه تصميم ميگيره عمليات تروريستي بر ضد آمريكا انجام بده ، خودشو با كايت ميزنه به كاخ سفيد .............. آمار كه ميگيرن ميبينن 100 نفر كشته شدن .............. كه 99 نفر از خنده و 1 نفر هم خود يارو بوده
شباهت "زن" با "گردباد" ؟ ... جفتشون اول كه ميان با هيجان وارد زندگيت ميشن و جفتشون موقع رفتن ،خونه، ماشين، و همه زندگيتو با خودشون مي برن
سرهنگ: اسمت چيه؟ سرباز: ممد / سرهنگ: اين چيه دستت؟ سرباز: تفنگ / سرهنگ: تفنگ؟ اين مملكتته, آبروته, زندگيته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و .... / سرهنگ رو به سرباز دوم : اسمت چيه؟ سرباز: غضنفر / سرهنگ: اين چيه دستت؟ ترکه: اين خواهرومادر ممده!!!
تركه رو برق می گیره مامانش می گه ننه جون ولش نکن همین بود که باباتو کشت
يه آمريكاييه مي خواد حال اردبيليه رو بگيره ميبرتش امريكا بهش ميگه زمين رو بكن اونم مي كنه. بعد از ده متر كندن ميرسن به يه سيم. امريكاييه ميگه اين يعني ما صد سال پيش تلفن داشتيم. تركه ميگه حالا تو بيا بريم اردبيل. اونجا بهش يه بيل ميده ميگه بكن صد متر مي كنن به هيچي نميرسن تركه ميگه اين يعني ما صد سال پيش موبايل داشتيم
روباهي به زاغي گفت: جوون، چه سري، چه دمي، عجب پايي؟ زاغ عصباني شد و گفت: بيتربيت! خجالت بكش. اون موقع من كلاس اول بودم. حالا شوهر دارم
چه دردی ست در میان جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن!
برای دیگران چون کوه بودن ولی در چشم خود آرام شکستن!
برای هر لبی شعری سرودن ولی لب های خود همواره بستن!
به رسم دوستی دستی فشردن ولی با هر سخن قلبی شکستن
! به نزد عاشقان چون سنگ خاموش ولی در بزم خود غوغا نشستن
دکتر به زن و شوهر قزويني : تا حالا چند تا بچه آوردين ؟ زن : من هيچي آقاي دکتر . همه رو شوهرم مياره
من دوستی داشتم تنها و غریب در بستر سرد كویر مثل فرشته ای غمگین و فقیر، كه فریاد آزادی سر میداد. من دوستی داشتم با صدای گرم و دلپذیر در مسیر جویبارهای سفید برای ماهیان كوچك و ناز نازی، از آسمان آبی سخن می گفت. من دوستی داشتم با قلبی عمیق مثل كبوتران همیشه سفید در محیطی سرد و یخی، شعر را هیزم اجاق قلبش می كرد. من دوستی داشتم ساكت و صمیمی با چشمانی بهاری در سكوت شبهای زمستانی، سر به مهر تكرار تلخی روزگار را می كرد. من دوستی داشتم
فتوای جدید مراجع: به دلیل سرمای بی سابقه و کمبود گاز ، هر آغوش
گرمی حلال است
داشتن آمار ميگرفتن كه مردم ايران چقدر روزنامه ميخونن، گزارشگر يكي رو توي ميدون ونك خفت ميكنه و ميگه: شما از روزنامه استفاده ميكنيد؟ طرف كه ترک بوده ميگه: بله، خيلي هم زياد. گزارشگر: همشهري؟ ترکه: تا حدي! گزارشگر: جام جم؟ ترکه: خيلي زياد! گزارشگر: كيهان و اطلاعات؟ ترکه: نه، آخه اونا خيلي زبره
): چه مهمانان بی دردسری هستند این مردگان,نه بدستی ظرفی را چرک می کنندو نه به حرفی دلی را آزرده,تنها به شمعی قانه اندو اندکی سکوت
از زندگی ، از این همه تکرار خسته ام از های و هوی کوچه وبازار خسته ام دلگیرم از ستاره و آزرده ام زماه امشب دگر ز هرکه و هر کار خسته ام دل خسته توی خانه تن خسته می کشم دیگر از این حصار دل آزار خسته ام تنها و دل گرفته و بی یار و بی امید از حال من مپرس که بسیار خسته ام
در زندگي افرادي هستند که مثل قطار شهربازي مي مونن.از بودن با اونا لذت مي بري ولي باهاشون به جايي نمي رسي.
تركه رفت تعليم رانندگي رفيقش پرسيد چطور بود ؟ گفت : گفت خوب بود ولي مربيه خيلي مذهبي بود . هر طرف من مي پيچيدم مي گفت يا امام رضا يا ابوالفضل
افغانيه رو مي خوان اعدام كنن ميگن حرف آخرت چيه ميگه كارگر نمي خواي
وزارت کشور از ملت شهيدپرور خواست با توجه به قطع گازدر زمستان، آب در تابستان و نبود بنزين در تمام طول سال، با شرکت در انتخابات مجلس خريت خود را به جهانيان اثبات نمايند
سه تا پيرزن تصميم مي گيرن شوهر کنن! يه آگهي مي دن تو روزنامه: با يکي ازدواج کن... 2 تا جايزه بگير
hamana ma khalgh kardim irancell ra baraye shoma melate mobil nadide va bar shomast ke in khelghat ra gerami bedarid (sooreye irancell ayeiye 935 va 936)
به پندار تو: جهانم زيباست! جامه ام ديباست! ديده ام بيناست! زبانم گوياست! قفسم طلاست! به اين ارزد كه دلم تنهاست؟


